تبليغاتX
آيينه ى روشن - Bright Mirror - همه از اوییم و به سوی او باز می گردیم

اکنون ماییم و همان حسرت همیشگی، ناگهان چقدر زود دیر می‏شود:

 حسرت همیشگی

 حرف‏های ما هنوز ناتمام …
تا نگاه می‌کنی: 
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن که با خبر شوی!
لحظه عزیمت تو ناگزیز می‌شود
آی …
ای دریغ و حسرت همیشگی! 


ناگهان
          چقدر زود 
                    دیر می‌شود!

پدربزرگ عزیز روحت شاد و قرین رحمت باد.

 

+ نوشته شده توسط مونا ارشادی فر در Sun 28 Dec 2008 و ساعت 1:3 AM |